خرید عینک آفتابی اصل فروش کارتن خالی اسباب کشی آگهی رایگان بلیط هواپیما قیمت گوشی تعمیرات موبایل مشاوره تحصیلی مجله اینترنتی مگیتو مدرک معادل
بستن تبلیغات [X]
کوکتل
کوکتل

ساعت 13:40، شنبه 6 آبان

پشت پنجره ایستاده ام و به خیابان نگاه می کنم، خیابانی شلوغ، پر از ماشین هایی که با سبز شدن چراغ راهنمایی می روند و تعدادی دیگر جایشان را می گیرند، ماشین هایی ارزان و گران قیمت، کهنه و نو که می آیند و می روند.

باران شروع می شود، بارانی شدید، باران های پاییز خفه ام می کند، بغضم گرفته.

از آن طرف خیابان پیرمردی به این طرف می آید. کت و شلوار دودی به تن دارد و کلاهی سیاه بر سرش و پشتش خمیده شده.

دلم بیشتر می گیرد، یاد تو می افتم. هر چند هیچ وقت خمیده نشدی، یک باره شکستی. دلم بیشتر و بیشتر می گیرد. می خواهمت.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 98 ،

این آقای ویلفرد پارتو، اقتصاد دان ایتالیایی بود که اولین بار در سال 1895 با بررسی شرایط زندگی آن روزهای مردم ایتالیا به این نتیجه رسید که 20 درصد افراد جامعه ایتالیا، 80 درصد منابع ثروت را در اختیار دارند.

بعد از اینکه پارتو این مسئله را در یکی از مقالات خود مطرح کرد خیلی از دانشمندان آن روزها شروع به بررسی این اصل در حیطه مورد مطالعه خود کردند و کم کم به این نتیجه رسیدند که 20 درصد از چیزی غالبن مسئول 80 درصد نتایج آن است.

اصل 20/80 یا پارتو به تدریج به یکی از مفیدترین قوانین مدیریت زمان و زندگی و انرژی انسان ها تبدیل شد. شاید در بین کارهایی که هر کدام از ما در طول روز انجام می دهیم تنها 20 درصدشان اهمیت زیادی دارند و در واقع همان 20 درصد منشأ 80 درصد نتایج کارهای ما در طول روز هستند.

در مورد شخص من اصل پارتو را می شود به خیلی مسائل دیگر هم در زندگی ام تعمیم داد، مثلن 20 درصد آدم هایی که با من ارتباط دارند برایم 80 درصد آن 80 درصد بقیه اهمیت دارند یا 20 درصد مطالب و کتاب هایی که خوانده ام 80 درصد در ذهنم ماندگارند یا 20 درصد خریدهایی که می کنم 80 درصد به دردم می خورد. (:دی)

کشف این 20/80 های پارتویی برای من که نتایج مثبتی داشت، شما هم امتحانش کنید بد نیست.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 111 ،

شرکت ما یک شرکت تازه تأسیس است که دو سال پیش کارش را از صفر شروع کرد و غیر از تجربه کارمندانی که جذب شده بودند هنوز هیچ سیستم دیگری نداشت. دو ماه اول هر کدام از ما هم زمان و با هر تخصصی که داشتیم کار 5 نفر را می کردیم و از حقوق و دستمزدی هم خبری نبود و در نتیجه بیمه و مالیاتی هم به حساب دولت محترمه و مکرمه واریز نشد. (البته خداییش بعد همه مطالباتمان را یک جا واریز کردند و کلی هم کیفور شدیم.)

همان دو ماه کذایی را می گذراندیم که یکدفعه یک آقای بازرس بیمه سر و کله اشان پیدا شد و تمام مدیران شرکت ما به سرعت برق و باد بسیج شدند و با میوه و شیرینی وطبق رسم معمول همه جا بعد از حضور هر بازرسی، از ایشان پذیرایی مفصلی نمودند و بعد هم در جهت چرب نمودن سبیل جناب بازرس در حد توانشان کوتاهی نکردند.

این آقای بازرس هم در آخر کار با خوشرویی فرمودند اصلن کدام شرکت، کدام کارمند، کدام بیمه ای که دو ماه پرداخت نشده و خلاصه شتر دیدی ندیدی. تا چند ماه هم از بابت دل تنگی و خشک شدن مجدد سبیلشان به ما سر می زدند و باز تمام این مراسم به یمن حضور ایشان تکرار می شد.

مدیران محترم، چند ماه پیش غافل از همه جا نامه ای از بیمه به دستشان رسید که تشریف بیاورید اینجا و بابت آن دو ماه که بیمه کارکنانتان را پرداخت نکرده اید و بازرس هوشیار و متعهد و وظیفه شناس ما گزارشش را ارسال کرده، فلان قدر جریمه بپردازید و تازه شصتشان خبر دار شد که آقای بازرس هم از آخور خورده هم توبره وظیفه و تعهدش را پر کرده که آن دنیا هم خدای ناکرده بی نصیب نماند.

نتیجه این شد که بعد از پرداخت جریمه با حسن نیت آقای بازرس دو ماه درخشان در بیمه به سوابق کاری ما اضافه نمودند.

من بعد از شنیدن این قصه و کیفور شدن از جهت ضایع شدن مدیران محترم، با خودم گفتم چه عیبی دارد آن بالا بالایی های ما هم از این آقای بازرس درس بگیرند که اگر کار غیر اخلاقی انجام می دهند، سر یک عده کلاه می گذارند، رشوه می گیرند، از بیت المال می دزدند، اختلاس می کنند، حداقل حداقل به فکر استیفای حق یک عده دیگر هم باشند. (ای بابا... چی می شه مگه)




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 104 ،

امروز یک برنامه محاسبه اقساط تسهیلات با تمام جزئیات سود و اصل و فرع و مالیات در اکسل نوشتم و یک عدد وارد کردم و با یک اینتر همه اطلاعاتی که نیاز داشتم را گرفتم. احساسم مثل وقتی بود که یک بازی کودکانه را می بردم، کلی انرژی گرفتم و بعد شروع کردم به وارد کردن اطلاعات قرارداد های دیگر و هر بار بیشتر از سرعت عمل و دقت و راحتی برنامه ام کیفور می شدم.

دلم می خواهد یک نسخه از این برنامه ها هم برای زندگی ام بنویسم و بعد تا ابد اینتر بزنم و نتیجه درست و سریع بگیرم.

چند روزی است که روی همین برنامه کار می کنم. دعا کنید آنقدر شناخت از خودم داشته باشم که بتوانم تمام عشق، خلاقیت و دانسته هایم را روی هم بریزم و از این حس بد این روزهایم برای همیشه راحت شوم.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 98 ،

گاهی طعم بزرگترین لذت زندگی را وقتی می چشی که برای او اس ام اس می فرستی :

دو سیب و یگ گلابی

دوست دارم حسابی

.

.

و

.

.

جواب می دهد :

سه سیب و شش بستنی

دوست دارم خواستنی




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 98 ،

اپیزود اول :

من تقریبن هیچ چیزی از جامعه شناسی نمی دانم و جز یک درس سه واحدی جامعه شناسی که در دانشگاه گذرانده ام، هیچ مطالعه ای هم در مورد جامعه شناسی نداشته ام، اما این را هم بگویم که من اگر چه جامعه شناس نیستم ولی جامعه شناسان را دوست دارم (:دی) و به نظرم در ایران و جامعه ما کارشان باید جزء مشاغل سخت باشد.

آخر چه طور می توان فرآیند های جاری در جامعه ای مانند جامعه ما را تحلیل کرد. جامعه ای که رفتار قانونی ترین نهادهایش عین بی قانونی است، استراتژیک ترین مسائلش با بی برنامگی کامل اجرا می شود، هیچ کس سر جای خودش نیست، سطح رفاه مردم معمولن ارتباطی به تلاش و زحمت کشیدنشان ندارد. تفاوت حداقل و حداکثر درآمد طبقات بالا و پایینش بی نهایت می شود.

اپیزود دوم :

مدتی است که در حال ساختن تصویر ذهنی ام از ده سال آینده هستم و اینکه دوست دارم کجا باشم و چه بکنم. به نتایج خوبی هم می رسم ولی وقتی افکارم به شرایط بالا منحرف می شود یک دفعه همه چیز برایم محو می شود، هدف و برنامه داشتن برایم بی معنی می شود.

این موضوع کم کم اذیتم می کرد تا به این نتیجه رسیدم که به جای تصویر ساختن از آینده، تصویرم از شرایط حالم را بهتر و واضح تر کنم و ببینم این روزها کدامیک از کارهایی که انجام می دهم تأثیراتش تا 10 سال آینده برایم مهم است و باقی می ماند و خوشبختانه با این روش به نتایج بهتری رسیدم.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 95 ،

1-

پاهایی که هر روز از خانه بیرونش می کنم و دلی که زورم به بیرون کردنش نمی رسد و بی من در خانه جا می ماند.

2-

پیرمردی روزنامه فروش که با لباسی مندرس و پاهایی خسته در خیابان می چرخد و چشمش در پی دستی است تا روزنامه ای بخرد و درد نان او را کمتر کند.

3-

زن مسافرکشی که پشت فرمان پرایدی نشسته و حتی با لحن صدایش هم سعی می کند تمام زنانه گیش را مخفی کند و چشمش به همه مردها و زن های کنار خیابان است تا شاید درد نان او را هم کمتر کنند.

4-

هشت نفر که هر روز صبح با سلام و صبح بخیر ارتباطشان شروع می شود و با اینکه چند سال است یک سوم روزشان را با هم زیر یک سقف اند، اعتمادشان به هم به آشنایان چند ساعته هم نمی رسد و چشمشان به دهان هفت نفر دیگر که نکند کسی توطئه حذفشان را بچیند تا شاید درد نان آن ها هم کمتر شود.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 101 ،

دلم یک جشن خودمانی می خواهد، خودم و خودم. جشنی بدون هیچ یک از محدودیت های جامعه و آدم ها، بدون هیچ نظم و قانونی.

دلم همان خیابان همیشگی را می خواهد برای قدم زدن، همان کتاب فروشی همیشگی را برای گشتن بین کتاب ها و همان نیمکت همیشگی پارک را برای فکر کردن می خواهم.

می خواهم فقط همین یک روز فکر کردن به زمان را کنار بگذارم، نه گذشته و نه آینده. و تمام لحظه های همین امروزم سرمست از شادی در حال می شوم. سرمست از تمام خوبی های خودم، از تمام بهترین های خودم بی هیچ دل خوری و سرزنشی، خودم را در آغوش می گیرم و می بوسم.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 96 ،

این روزها خیلی به گذشته بر می گردم به مسیر 30 ساله ای که گذرانده ام، به راهی که در پیش رو دارم، به تمام داشته ها و نداشته هایم.

طعم شیرین رویاهایی که داشتم و حالا بخشی از واقعیت زندگیم هستند، دوباره مزه مزه می کنم. یاد شکست ها و اشتباهات و ناکامی هایم هنوز ته زبانم را تلخ می کند.

خوب یا بد 30 سال را گذرانده ام. سرانگشتی که حساب می کنم شاید 20، 30 سال دیگر فرصت داشته باشم با کیفتیت زندگی کنم.

دلم بیشتر از همه یک چیز می خواهد، همین جا که هستم اگر بالاتر رفتم که چه بهتر ولی اگر همین جا ماندم پاهایم قوی باشد، نلرزد، نلغزد، به عقب برنگردد.

خوب می دانم دیگر آنقدر ها فرصت ندارم که برگردم و باز از نو شروع کنم.

دلم یک فنجان چای و یک دنیا آرامش می خواهد !




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 103 ،

خودم می دانم این روزها بی نمک شده

نمک که داشته باشدشناور می مانیم

فرو نمی رویم !

امروز شنبه است، مثل همه شنبه ها که دست و پای آدم ها بسته است.

مثل همه برنامه های کذایی که باید از شنبه شروع شوند این شنبه هم بلاخره دیر یا زود می رسید. اصلن این شنبه نه یک ... شنبه دیگر !

هر چه سعی می کنم عاشق لحظه هایم باشم، عاشق تمام ساعت ها و روزها باز هم شنبه ها مهوع اند.





برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 98 ،






آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 2406
  • بازدید امروز :3
  • بازدید دیروز : 4
  • بازدید این هفته : 7
  • بازدید این ماه : 124
  • تعداد نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 10
  • افراد آنلاین : 1
امکانات جانبی
بالای صفحه